مرتضى مطهرى

91

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است بعضى از اين برهانها ضعيف هستند و بعضى قويتر ، و مخصوصا يكى از اين برهانها خيلى ضعيف است « 1 » ، ولى بعضى برهانهاى ديگرى كه ذكر شده است خوب است . باز در ميان اين برهانها بعضى از آنها « 2 » هست كه ما در اينجا بايد به شكل اصل موضوع بپذيريم ، يعنى بحث آنها در آينده طرح خواهد شد و ما به اتكاء آنچه در آينده گفته مىشود استدلال مىكنيم . يكى از آنها مسألهء خير و شر است . خير و شر از نظر حكماى اسلامى در باب خير و شر ، تحليلى كه اين فلاسفه كرده‌اند اين است كه شر يا عدمى است يا به عدم منتهى مىشود . منشأ تمام شرور فقط نيستيهاست . مقصودشان چيست ؟ مقصودشان اين است كه آنچه كه شر است يا نفس نيستى است مثل جهل و يا منشأ نيستى است مثل زلزله . در مقايسهء جهل با علم ، جهل شر است و علم خير . ولى جهل خودش يك واقعيتى نيست ؛ نفى واقعيت است ؛ نبود علم است . انسان اگر جاهل است و بعد عالم مىشود آيا چيزى را كه دارد از دست مىدهد و بعد چيز ديگرى را دارا مىشود و يا نه ، چيزى را ندارد و بعد آن را دارا مىشود ؟ و يا در مورد فقر آيا فقير چيزى دارد و غنى هم چيزى ، فقير فقر را دارد و غنى ثروت را دارد ؟ يعنى هم فقير داراست و هم غنى ، و وقتى فقير غنى مىشود چيزى را از دست مىدهد و چيز ديگرى را دارا مىشود ؟ يا نه ، اصلا فقر ، نداشتن ثروت است ؛ عجز ، نداشتن قدرت است ؛ بيمارى نداشتن سلامت است . اينها شرورى هستند كه شر بودنشان به دليل نبود يك كمال و نبود يك امر وجودى است در موجودى كه امكان آن كمال را دارد . البته اين ديوار هم ثروت ندارد ولى اين شر نيست از باب اينكه در ديوار امكان داشتن ثروت نيست ، و لذا ما به ديوار جاهل هم نمىگوييم زيرا جاهل وقتى مىگوييم كه امكان علم هم باشد . به هر حال عدمى بودن اين گونه شرور خيلى واضح است .

--> ( 1 ) . مثل برهان سومى كه حاجى در اينجا اقامه كرده است . ( 2 ) . مثل برهان اول و دوم كه حاجى در اينجا اقامه كرده است .